شکریه عرفانی

 

 

شکریه عرفانی متولد 1357 درقره ‌باغ  غزنی است و بیشتر سال‌های زندگی‌اش را در مهاجرت به سر برده است، بیشتر در ایران و مدتی را نیز در مسکو بوده‌است.  شکریه در حال حاضر دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. او از 1374 به این سو شعر می‌سراید و در قالب غزل و سپید کار می‌کند که در سپید خوش درخشیده و از سپید سراهای مطرح مهاجرین در ایران است. مجموعه شعرش« با زبان تنهایی» در سال 1380 در مسکو چاپ شده است. شکریه در این سال‌ها به داستان‌ نویسی نیز روی آورده و با نوشتن چند داستان کوتاه خوب نشان داده که می‌تواند در این عرصه  نیزخوب ظاهر شود.

گفت‌وگو

 

درسکوت خواهشین این اتاق شرمگین

می‌وزم چون شعر بر دامان لب‌هایت، ببین

می‌نشینی رو ‌به‌ رویم، دست من بر دست‌هات

می‌نشانی لا‌به‌لایی گیسوانم یاسمین

من به تو می‌گویم از آوارها ترسیده‌ام

از ترک‌هایی که افتاده‌است بر ذهن زمین

باز می‌گویم که این تشویش ما را می‌کشد

این شب نامطمئن، این دشنه‌های در کمین

باز از هر سوی باران می‌رسد، سرکش، عجول

بارشی بر سرنوشت گنگ گلدان‌های ظنین

تو ولی در بازوان ایمنت سر می‌کشی

عطر گیسوی مرا حلقه به حلقه، چین به چین

چشم می‌دوزی به آن سوی غبار جاده‌ها

از شیار پنجره، آرام لبریز از یقین

 یک نفر؟... آری کسی خواهد رسید از دور‌ها

تا بپاشد صبح بر رفتار تاریک زمین

باز خلوت، باز اتاق کوچک و آراممان

باز هم من می‌و زم بر ترد لب‌هایت ببین

 

 

برگرفته از فانوس

 

  
نویسنده : aatash ; ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢۱


عبدالرحيم جعفري

 

 

عبدالرحيم جعفري متولد 1357 خورشيدي است. او در تهران زندگي مي‌كند. هفت سال است كه در وادي ادبيات قدم مي‌زند. «ازجنس پريشاني» اولين مجموعه شعر اوست كه از سوي مؤسسه‌ فرهنگي هنري سناء دل در 44 صفحه و تمام مصور و با كاغذ گراف در سال جاري منتشر شده‌است. تيراژ كتاب 1000 جلد است و شامل شعر‌هاي سپيد و غزل و دوبيتي است. شعر‌هاي سپيد جعفري حال و هواي خاص خودش را دارد كه از شاخصه‌هاي شعري او مي‌تواند باشد اگر كم كاري را كنار بگذارد. جعفري علاوه بر ادبيات در زمينه‌ي موسيقي نيز فعاليت دارد و آواز نيز مي‌خواند.

 

آن سوي غبار

 

 

زنداني توهم و پندار مانده‌است

مردي كه خسته در پس ديوار مانده‌است

مردي كه با حضور طبيبان مدعي

يك عمر زخم خورده و بيمار مانده‌است

مردي كه با تزلزل انديشه‌هاي خويش

ديري‌ست زير چكمه‌ي آوار مانده‌است

 

 

 

اي ذهن مانده در پس اوهام بنگر اين،

زخم گلوي كيست كه بردار مانده‌است

واي چشم‌هاي خسته در آن سوي اين غبار

يك ايل زخم خورده گرفتار مانده‌است

 

 

 

برگرفته از فانوس

 

  
نویسنده : aatash ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱۸


ساجده ميلاد



ساجده ميلاد از بانوان شاعريست که در اواخر دهه هفتاد به سرودن روی آورد و در اندک زمانی توانست با سرايش اشعار گيرا نامش را در ميان شاعران جوان به ثبت رساند. مدتی مدير مسوول مجله سبا در پشاور بود. وی اکنون به عنوان همکار با راديوی بی بی سی همکاری دارد . یک مجموعه شعری اش بنام « در کوچه های آبی میلاد » به نشر رسیده است. اين هم نمونه يی از سروده های ساجده ميلاد.


شط نور


به شعر های بلند کتاب میمانی
به عاشقانه ترین انتخاب میمانی
و چشم های تو مفهوم هر چه خوشبختی
به روز های پر از آفتاب میمانی
به شامهای دل انگیز پر ستاره و نور
به صبح گاه قشنگ شباب میمانی
به قصه های قشنگی که مادرم میگفت
به راحتی هجا های خواب میمانی
چو میرسی تو ز انبوه درد وا میشم
به کوچ واهمه و اظطراب میمانی
چو برگهای خزان بیتو مرده ام میلاد
به شور و شعف بهاران و آب میمانی


  
نویسنده : aatash ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢