الهام غرجی

الهام غرجی در سال ۱۹۸۴ در افغانستان بدنيا آمده است و مدتی در ايران بسر ميبرد. وی اکنون در يکی از دانشگاه های امريکايی شرق ميانه مشغول کسب دانش است.  از وی اشعاری درنشرات مهاجران افغان ساکن ايران به نشر رسيده است. وبلاگی نيز دارد تحت نام من و رويا و آيينه  که در آن گزيدهء از سروده هايش را مينگارد. اين هم نمونهء از سروده های وی: 

 

 

وسوسه

نشسته اي همه اش پخش مي شوي در من
تو مثل عشق پر از ازدحام مي كني ام
تو مثل خانه اي نقاش حوريان و پري
اسير وسوسه هاي حرام مي كني ام
نشسته اي همه خوابيده تو و من بيدار
تو باز مي كني گيسو به دام مي كني ام
من از كناره اي ديوار مي خزم در نور
تو باسكوت خودت انهدام مي كني ام
تو مثل ذايقه اي سنگ حس شور مرا
نمي چشي به غم مستدام مي كني ام
نشسته اي و چونان سايه اي فراموشي
كه باز تا خر شب نا بكام مي كني ام
نشسته اي همه خوابيده تو ومن بيدار
نگاه مي كني غرق كلام مي كني ام
ميان برگ دو پلكت فشرده تا فردا
مرا ورق زده در خود تمام مي كني ام

 

 

  
نویسنده : aatash ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٧