معروف کبيری

 

تنديسه

 

صداي ضجه ي پاييز را نميخواهم
و انقلاب غم انگيز را نميخواهم
بر آستان قلمگر طلب ستاره شويد
كه چهر محنت شبديز را نميخواهم
به شيخ گو: بگريزد كه مرگ تزويرم
سپند و دودي و تعويذ را نميخواهم
بگو تموز نيايد دگر براي خدا
كه كام خشكي كاريز را نميخواهم
من از فسانه سرايي دلم گرفته مگوي
به جز نواي شباويز را نميخواهم
ز وهم و كذب و خرافات استعاره مباف
چه من كنشگر ناچيز را نميخواهم
اگر ز اهل وفا نيستي كنار برو
كه من مجسمه و ميز را نميخواهم

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتش

نميدانم چرا اين موضوع همواره با ايجاد نشريات و يا کانون های هنری ادبی مطرح ميشود که در پهلوی زبان فارسی از زبان پشتو نيز استفاده صورت بگيرد. در حالیکه هر کدام ميتواند به صورت جدا گانه مطرح شود و به ژانر های دو زبان به صورت مجزا پرداخته شود. ميشود کسی غزل امروز افغانستان را برپا کندو سراسر به غزل امروز پشتو بپردازد. به نظر من هرگاه کسی به يک زبان ميپردازد و به زبان ديگر نه هيچگاه رساننده نفرت آن شخص يا مرجع به زبان ديگر نميباشد. بلکه رساننده توانايی های آنشخص يا مرجع در زمينه کار در همان ساحه است. اميد پاسخ به پرسش تان را در خلال پيام هايم بيابيد.

باختر

آقاى آتش، سلام! ازپاسخ تان يک جهان سپاس گذارم. توضيحات تان خيلى ها مفيد بود. ميخواهم درمورد يکى دو نکته در نوشتۀ تان چند حرفى بزنم. نخست اين که، من با شما موافقم که لازم نيست هر بارى که عبارت "شعرافغانستان" را به کار ميبنديم، حتماً بايد شعر هاى پشتو و درى و ازبکى وغيره را پهلوى هم قرار بدهيم. اما، اين را هم نبايد از ياد برد که، براى جلوگيرى از هر نوع سٶتفاهم، بهتر است عنوان واسم ويبلاگها بازتاب دهندۀ محتويات آنها باشد. اگر منظور شما، همان طورى که گفته ايد، معرفى شعر درى باشد، پس بهتر نخواهد بود اگر کلمۀ "درى" به عنوان فرعى (نه عنوان اصلى) ويبلاگ تان به صورت ذيل اضافه شود: گوشه يى از شعر معاصردرى افغانستان؟ اين کار زمينۀ بروز هر نوع ابهام را از بين خواهد برد.

باختر

...دوم اين که، به راستى که تاکنون من به محدوديت هايى مبنى به کاربردالفباى زبان پشتو در انترنت هيچ توجه نکرده بودم. اگر شما به اين موضوع اشاره نميکرديد، من شايد به ناحق تقصير را به دوش ديگران مى انداختم. باز هم براى جلوگيرى از بروز چنين حالتى، اگر چند سطرى در اين مورد و مرام تان بنويسيد و در ويبلاگ تان بگذاريد کار ما منتقدين بى خبر را آسان خواهيد نمود ودرضمن خواننده گان ويبلاگ تان نيز با اهداف، محدوديتها و امکانات تان بهتر آشنا خواهند شد. بلآخره، معرفى شعر وشعراى افغانستان به کشورهاى همجوار اقدام نيکى است، اما اين هم يک واقعيت است که، بنا بر شرايط حاکم بر کشور ما درطى بيست وشش سال گذشته، ما خود افغانها هم، مانند همسايه گان ما ويا حتى کمتر از آنها، از شعر و شعراى افغانستان بي خبريم. پس چه بهتر خواهد شد اگر افغانها هم مخاطب ويبلاگ تان قرار گيرند. وسلام!

s

سلام

Raheel

آقای باختر طرح به جاو معقولي دارند. بهترخواهدبود کلمهء «دري» در عنوان اضافه شود تا هرگونه ابهام را رفع بسازد.

آتش

سلام جناب رحيل گرانمايه و پيام گذار گرامي آقاي باختر . از موضوعي که ياد کرديد جهاني سپاس . به زودي ساختار سايت شعر معاصر دري افغانستان در دست است که اين وبلاگ نيز جزيي از آن خواهد شد. البته موضوع ياد شده را در نظرخواهم داشت. پاينده بمانيد.

bahar

سلام من واقعا از اين که می بينم ملت افغانستان باهمه ی رنج هایی که کشیده و می کشد ٬این استعداد های شگرف و این روح های لطیف را پرورش میدهد واقعا تعجب می کنم!خواهش میکنم اجازه بفرمایید شعری از این حقیر (که افتخار افغانی بودن را ندارد) در وبلاگتان درج گردد. با تشکر سید مهدی بهار