الهام غرجی

الهام غرجی در سال ۱۹۸۴ در افغانستان بدنيا آمده است و مدتی در ايران بسر ميبرد. وی اکنون در يکی از دانشگاه های امريکايی شرق ميانه مشغول کسب دانش است.  از وی اشعاری درنشرات مهاجران افغان ساکن ايران به نشر رسيده است. وبلاگی نيز دارد تحت نام من و رويا و آيينه  که در آن گزيدهء از سروده هايش را مينگارد. اين هم نمونهء از سروده های وی: 

 

 

وسوسه

نشسته اي همه اش پخش مي شوي در من
تو مثل عشق پر از ازدحام مي كني ام
تو مثل خانه اي نقاش حوريان و پري
اسير وسوسه هاي حرام مي كني ام
نشسته اي همه خوابيده تو و من بيدار
تو باز مي كني گيسو به دام مي كني ام
من از كناره اي ديوار مي خزم در نور
تو باسكوت خودت انهدام مي كني ام
تو مثل ذايقه اي سنگ حس شور مرا
نمي چشي به غم مستدام مي كني ام
نشسته اي و چونان سايه اي فراموشي
كه باز تا خر شب نا بكام مي كني ام
نشسته اي همه خوابيده تو ومن بيدار
نگاه مي كني غرق كلام مي كني ام
ميان برگ دو پلكت فشرده تا فردا
مرا ورق زده در خود تمام مي كني ام

 

 

/ 10 نظر / 14 بازدید
اميد نقوي

سلام بر شما. از تشکيل اين کتابخانه بسيار مشعوف گرديدم و به شخصه تمام توانم را برای کمک به غنی تر شدن آن خواهم کرد. موفق باشيد. يا حق

م . ر . زجاجي

هم شهری با درود اول وبلاگ را بخوانيد سپس به عنوان دو هم زبان و هم سخن و هم دل گفت و گو خواهيم کرد. بدرود

yones

دوست عزيزم سلام خسته نباشيد باور کنيد بعد از سالها دوری از تحرکات فرهنگی اينک مشکل ميتوانم باور کنم که در اين زمينه کورسويی وجود دارد به اميد موفقيتهای روز افزون از هيچگونه همکاری دريغ نخواهم نمود.

monir

سلام به دست اندرکاران انجمن قلم و سلام به سميع حامد گرامی اميد ميبرم انجمن قلم به موفقيت های بيشتری نايل آيد و مانند ساير صفحه ها و اتحاديه ها تيکه دار شعر و داستان نشود وبرای همه شاعران و اهل قلم باز باشد من به آدرس تان کتاب شعرم را روان خواهم نمود . منير سپاس بلخی

khasta

سلام لطفا به اين صفحه نگاهی کنيد و نظری بنويسيد.ممنون.

الحـاج مُـحـمـد ابـراهـيـم زرغـون

بــــرادر دانشمندم و ذره پرور جناب آتش! سلام صميمانه و ارادت مندانه ام قبول فرمائيد. آمدم تا مقدمت را اشكباران سازمي/سينه سوزانم پريشان,ديده سوزان سازمي/در بساطم هيچ نبود تا برسم احترام/برگ سبز,رخسار گلگون,فرش ياران سازمي/ پيام در كميت,اما در نهايت كيفيكه با صلابت كوه مانند بود,در لحظات مايوسي و دلشكستگي و پريشان حالي بيمارستان, سعادت قرين گرديد. باور كن از شادي گريستم,در آن اطاقك كامپيوتر بيمارستان همه بمن نگاه ميكردند,فكر ميكردند كه شايد بخاطر علاج بودن بيماري (شمس) فرزندم اشك مريزم,علي الرغم آن عقيده,اين استدعاي پُر مفهوم شما در نهايت حسن بيان مرا گريان ساخت,زيرا در اندك ترين وقت نتيجه و اثرش را به چشم سر مشاهده نمودم.در ضمن از خدمت بس ارزنده و قابل ملاحظه شما در مورد غزل امروز افغانستان كه در حجم استعداد وزرات فرهنگ بايد باشد,قابل تحسين و ياد آوريست.از بارگاه رب الجليل (ج) بشما موفقيت و اجر عظيم طلبگار ميباشم. با عرض حرمت و ارادت مخلص شما الحـاج مُـحـمـد ابـراهـيـم زرغـون

dawod hakimi

سلام من امدم تو نبودی موفقتر باشی بدروود

محمد حسن محقق

سلام..من يک دانشجوی وطندار در دانشگاه قم هستم.. خيلی خوشخالم که شما را پيدا کردم...موفق تاشيد

yahoo

آقای كامران ميرهزار! اگر از اين چشم انداز نهاد ها را ببينيد رهای شما نيز رها نيست...

SONYA

سلام وسد سلام برای خواننده گان و کارمندان ان سايت so sorry i cant write dari on keyboard. my all dear pleasure this site includet with absolutely nice and wonderful subjects. i realy intrested due we can get all information frome this site.i praise u with this beautiful site thanks very much indeed